نمیشه از تو دست کشید - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
این آهنگ ... آآآآآآآه خداااااای من ... نه نمیشه از تو دست کشیدو ، بدون تو نفس کشیدو نمیشه بی تو زندگی کرد مگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه ، از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کرد مگه دست توئه دیونه ، دیگه اخماتو وا کن ، منو عشقم صدا کن ، توی چشمام نگاه کن دیگه دارم هواتو ، دلم آرومه با تو، نبینم...
کودکی - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان ... سر زانوهایمان زخمی می شد
آهااااای تووووو - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
تویی که میگفتی تو دوست داشتن از من خیلی جلووووتری تویی که میگفتی تو علاقه و دوست داشتن من به پات نمیرسم تویی که میگفتی باید گرم بودن را ببینی منی که چقدر طول کشید تا یخم باز شد منی که چقد طول کشید تا خجالتم ریخت منی که بخاطرت اصول و قواعدم را گذاشتم زیر پاااا الان کجایی ؟ تو که دوست داشتنت از من بیش...
دلم - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
دلم گرفته از این دنیا از این آدما از این روزگار چجوری تونستی عشقت را بزاری و بری؟ چجوری؟ گاهی شک میکنم عشق قدرت داره عشق عظمت داره عشق پاکه آدم نمیتونه عشقشو گول بزنه نمیتونه با برنامه با عشقش پیش بره و ترکش کنه تاريخ بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶سـاعت 4 PM نويسنده pegah| |
نرو بمون دروغ گفتم - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
اگر میخوای بری خب برو نگران من نباش تنها هم می تونم زندگی کنم اینو خوب میدونی که هیچی همیشگی نیست حتی یه وقتی هم هست که منم میتونم دوباره عاشق بشم نمیشه ادامه داد منم میدونم درسته برو نترس ما دوست واقعی می مونیم در واقعه خیلی وقته که نتونستم بهت بگم برووو برووو برووو نه بمووووووون خواهش میکنممممم نر...
هر بار این درو - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
صدای خنده هات هنوز توی گوشمهعطری که میزنی رو لباسیِ که میپوشمهدیگه بدون من یه قدمم برنداریه چیزی بهت میگم این دفعه رو نه نیارهر بار این درو محکم نبند نرواین چشمای ترو نکن تو بدترونفسم میبره دل من دلخورهبی تو از دلهره هر دقیقش پرههر بار این درو محکم نبند نرواین چشمای ترو نکن تو بدترونفسم میبره دل من ...
13 روز - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
با امروز یعنی شنبه بیست و پنجم شهریور ماه که بخوایم حساب کنیم سیزده روز میگذره از بدترین روز زندگیم امسال در دوازدهم شهریور ماه بدترین تولدی بود که تجربه کردم اصلا نفهمیدم امسال چی شد خیلی بد بود یادم که میاد تا همین چند روز پیش فقط ی مرده متحرک بودم ، اصلا نمیفهمیدم چطور صبح شب میشه و چطور شب صبح، ...
امروز 25 شهریور - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
درخت با جنگل علف با صحرا ستاره با کهکشان ماهی کوچولو با اقیانوس نسیم با بیکران ها شبنم با بارون و من با تو با عشقم با امپراطورم با پادشاهم با سلطانم من با تو ، حرف میزنم امروز از همون موقع که تو رختخواب بودم و بیدار شدم فهمیدم حال دلم امروز خیلی بدتر از دیروزه خیلی ، نمیدونم شاید یه موقعه خودم دارم ...
اینجا - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
اینجا تنها جاییه که میتونم راحت و بی دغدغه حرفام را واست بنویسم شاید نباشی و نخونیشون ولی همین که دارم مینویسمشون تصور میکنم من و پادشاهم پاتوق همیشگیمون روی همون صندلی همون آسمون و همون ماه که همیشه پشت سرمون بود و تماشامون میکرد و ما را که خوشحال میدید پر نورتر می تابید همون درخت با صلابتی که امپر...
خدا را شکر - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 4:50
امشب جشن تولد سه قلوها بود من یکم خوب نبودم میخواستم نرم ولی خدا راشکر که رفتم خیلی خوش گذشت عالی بود ی عالمه رقصیدممممممم در انتها هم که میخواستیم بیایم خونه ، خودمون خانوادگی رفتیم ی عالمه دور دور ، آقایون هم که پذیرایی مشروب شده بودن کله ها داااغ ، خیلی دور دور خوبی بود تو مسیر با ی ماشین عروس هم...